دکمه موبایل منو

جزییات خبر

یکشنبه / ۲۹ مهر ۱۳۹۷ / ۰۸:۲۱
سرویس : اصفهان
کد خبر : ۱۶۴۶۷۷
گزارشگر : ۷۷

روایت مددجویی که از فقر و اعتیاد گذشت و سرود نیکوکاری سر داد

(یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷) ۰۸:۲۱

روایتی از رهایی زنی رنج‌کشیده از دام اعتیاد و بازگشت مجدد او به زندگی با یاری کمیته امداد و نیکوکاران اصفهانی

به گزارش سایت خبری کمیته امداد، زهرا مددجویی است که علاوه بر نیازهای مالی دچار اعتیاد بود. آنچه در ادامه می‌خوانید گذری سریع بر آن چیزی است که بر سر او رفته  تا به خود بیاید و راه نویی برای باقیمانده زندگی‌اش در پیش بگیرد.
سایه پدر بالای سرشان نبود. زندگی با فقر و سختی به‌پیش می‌رفت. بلای اعتیاد گریبان گیر خانواده شد اما زهرا در خاطر ندارد که این مصیبت چگونه آغاز شد. از وقتی‌که به یاد می‌آورد رد پای اعتیاد در زندگی‌اش بود. مادر، برادر، خواهر و دست‌آخر خود او هم به ورطه اعتیاد کشیده شدند و زندگی بیش ازآنچه فقر سخت و جان‌فرسایش کند برای او غیر قابل تحمل شد.
فقر و اعتیاد گرچه در همه موارد ملازم هم نیستند اما هرکدام می‌توانند به‌راحتی برادر آن دیگری شود و آن را به همراه خود به زندگی مبتلایان بکشاند. چه مبتلایان به فقر و چه مبتلایان به اعتیاد. فقر نوعی ابتلاست. ابتلا به شرایطی که در روزگار بازاری شدن همه‌چیز، آدمی را به‌سرعت به حاشیه‌ها میراند و ذهن او را برای پذیرش توهم نجات دهندگی مواد مخدر آماده می‌کند و این آمادگی، پا نهادن در شیب ملایمی است که به‌سوی مرگ رهنمون است.
در خانه‌ای که همه معتاد باشند، خواستگاری برای دختر دم بخت پیدا نخواهد شد. کسی هم اگر در این خانه را بزند بی‌شک روزگاری بدتر از آنان دارد و به دنبال جایی می‌گردد که ضعف‌ها و مشکلاتش را به خاطر مشکلاتی که خودشان دارند نادیده بگیرند. این‌گونه شد که زهرا خود را همسر مردی یافت که او هم به مواد مخدر اعتیاد داشت. این زندگی که از ابتدا محکوم‌به شکست بود در کمتر از شش ماه از هم گسیخت و شوهر معتاد از پس تأمین هیچ نیاز ضروری به‌جز مواد مخدر برنیامد و این‌گونه شد که زهرا با فرزندی در شکم و به همراه مادر و خواهرش رهسپار یکی از روستاهای اطراف اصفهان شدند.
محدودیت جغرافیایی شهرهای کوچک و روستاها گرچه در نگاه اول یک امتیاز منفی است اما در روی دیگر، عاملی برای محکم‌تر شدن پیوندهای اجتماعی اهالی است. ساکنان این مناطق بیش از ساکنان کلان‌شهرها از حال یکدیگر باخبر می‌شوند و دست یاری خود را سریع‌تر به دستان نیازمندان می‌رسانند. مددکاران کمیته امداد خیلی سریع متوجه حال‌وروز تأسف‌بار این خانواده شدند و زهرا که فرزندش پس از متولد شدن توسط پدر معتادش ربوده‌شده بود تا مجبور به بازگشت به چرخه تباه زندگی قبلی خویش شود، تحت حمایت کمیته امداد قرار گرفت و با کمک‌های این نهاد و نیکوکاران طرح محسنین، قدم‌به‌قدم به سمت ترک اعتیاد حرکت کرد و سلامتی جان و تن خویش را بازیافت. نیمه شعبان سال 95 روز تولد دوباره زهراست. او در این روز برای همیشه از شر اعتیاد خلاص شد و محکم پای در مسیر زندگی نهاد. این شروع بهبود شرایط زندگی او و خانواده‌اش بود. خانه بهتری اجاره کردند و زهرا که حالا در یک خشک‌شویی کار می‌کرد با کمک‌های کمیته امداد و خیران از پس مخارج زندگی خود و خانواده‌اش برمی‌آید. او که از ظلمات به سمت روشنایی رهسپار شده است با شوق و علاقه زیاد در کارهای فرهنگی کمیته امداد مشارکت می‌کند و در حال حاضر کمک‌مربی تجوید است و به فرزندان مددجویان سرود آموزش می‌دهد.
پس از زهرا نوبت به خواهرش بود که از تباهی بگریزد و با ترک اعتیاد به زندگی امیدوارانه‌تر نظر کند. خواهر زهرا طلاق گرفته و با او و مادرش زندگی می‌کند و پس از ترک اعتیاد به همت خیران در یکی از شرکت‌های تولیدی منطقه مشغول به کار شده است.
گر چه بد روزگار قلم تلخی را با جوهر فقر بر سرنوشت زهرا کشید؛ ولی او ثابت کرد که آگاهی و خواستن مترادف توانستن و رهایی است. دیگر مشکلات زندگی مانند قبل، او را نمی‌شکنند بلکه به او این پیام را منتقل می‌کنند که باید با آن‌ها درافتاد و آن‌ها را شکست داد. زهرا خود از اعتیاد رها شد و خواهرش را نیز نجات داد و گر چه اکنون زندگی اقتصادی تنگ دستانه‌ای دارد و نگهداری از دو فرزند برادرش را نیز برعهده‌گرفته است ولی دلی سرشار از امید و شور و اشتیاق دارد. برای بهروزی خود و خانواده‌اش تلاش می‌کند و نشان داده است که فقط کمی زمان برای طبیعی کردن زندگی سخت خود نیاز دارد.
انتهای پیام/

تعداد بازدید : ۱۴۲

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید